یکتا آنلاین_nineteen music

یکتا آنلاین_nineteen music
آسمان هر کس به اندازه ی معرفت اوست.بی شک آسمان تو بی انتهاست
نویسندگان
نظر سنجی
دوست داری توی وب یکتا آنلاین چه نوع مطالبی گذاشته بشه؟؟؟








لینک دانلود
صفحات جانبی
ابر برچسب ها
پیوندهای روزانه

آهنگ هایی که به زودی پخش میشه.....

 

http://nafasco.ir/picace/m-y-tg.gif

 

 




[ یکشنبه 31 اردیبهشت 1391 ] [ 09:39 ق.ظ ] [ mohamad yekta ]

 

طبق آخرین خبری که ما از سایت حجت درولی خوندیم....تا پنج شش روز دیگه منتظر خاطره انگیز ترین آهنگ حجت درولی باشید
10 خرداد ماه آهنگ بت پرست از تمامی سایت ها پخش میشه

سبک این آهنگ هاوس است
با تنظیمی جدید و متفاوت از پیمان امیدی....

 

پخش اختصاصی از سایت حجت درولی و یکتا آنلاین و دیگر رسانه های اینترنتی......




[ شنبه 30 اردیبهشت 1391 ] [ 11:00 ب.ظ ] [ mohamad yekta ]

 

 

 

 

 




[ یکشنبه 28 اسفند 1390 ] [ 12:32 ق.ظ ] [ mohamad yekta ]

اینجا سرزمین واژه های وارونه است

جایی که گنج, "جنگ" می شود

درمان, "نامرد" می شود

قهقه , "هق هق" می شود

اما دزد همان "دزد" است

... درد همان "درد"

و گرگ همان گرگ



[ سه شنبه 16 اسفند 1390 ] [ 10:58 ب.ظ ] [ mohamad yekta ]
شراب خواستم... گفت : " ممنوع است " آغوش خواستم... گفت : " ممنوع است" بوسه

خواستم... گفت : " ممنوع است " نگاه خواستم... گفت: " ممنوع است " نفس خواستم... گفت : "

 ممنوع است " ... حالا از پس آن همه سال دیکتاتوری عاشقانه ، با یک بطری پر از گلاب ،

آمده بر سر خاکم و به آغوش می کشد با هر چه بوسه ، سنگ سرد مزارم را و چه ناسزاوار

 عکسی را که بر مزارم به یادگار مانده ، نگاه می کند و در حسرت نفس های از دست رفته ، به

 آرامی اشک می ریزد




[ سه شنبه 16 اسفند 1390 ] [ 10:55 ب.ظ ] [ mohamad yekta ]
بازیچه ی دست یار بودن عشق است
در پنجه ی غم شکار بودن عشق ات
در محکمه ای که یار باشد قاضی
محکوم طناب دار بودن عشق است




[ سه شنبه 16 اسفند 1390 ] [ 10:52 ب.ظ ] [ mohamad yekta ]
گفتی که مرا دوست نداری گله ای نیست


بین من و عشق تو ولی فاصله ای نیست


گفتم که کمی صبر کن و گوش به من کن


گفتی که نه باید بروم حوصله ای نیست


پرواز عجب عادت خوبیست ولی حیف


تو رفتی و دیگر اثر از چلچله ای نیست


گفتی که کمی فکر خودم باشم و آن وقت


جز عشق تو در خاطر من مشغلهای نیست


رفتی تو خدا پشت و پناهت به سلامت


بگذار بسوزند دل من مساله ای نیست




[ سه شنبه 16 اسفند 1390 ] [ 10:45 ب.ظ ] [ mohamad yekta ]

آهنگ جدید و فوق العاده احساسی مجتبی صفری به نام خودم غریبم

(ترانه و آهنگ : حجت درولی)

 

این مطلب 65 بار بازدید شده  




[ دوشنبه 15 اسفند 1390 ] [ 05:02 ق.ظ ] [ mohamad yekta ]

dokhtar shekle barbi (8)

در ادامه مطلب ببینید...


ادامه مطلب

[ پنجشنبه 4 اسفند 1390 ] [ 09:25 ب.ظ ] [ mohamad yekta ]

1000بار900جمله ی عاشقانه را در 800 جای مختلف به 700 زبان و با 600 شکل پیش 500نفر طرح کردم و400 تای آن ها 300 جمله را به 200 زبان در 100 برگ ترجمه کردند90 تای آن ها را در 80 روز  روزی 70 دفعه برای خودم نوشتم60 تای آن ها را آموختم50 بار  40روز  روزی 30 دفعه تکرار کردم 20 بار  10 سوال به مدت 9 روز تکرار کردم به 8 سوال  7بار  6جواب دادم در فاصله ی5روز دارای 4بار  3جا در مدت 2 روز تو را دیدم و عاشقانه نگاهت کردم تا روزی برسد که من یک بار بگویم دوستت دارم




[ پنجشنبه 27 بهمن 1390 ] [ 06:44 ب.ظ ] [ mohamad yekta ]

اسپانیایی ها میگن : "عشق ساکت است اما اگر حرف بزند از هر صدایی بلندتر است

 "ایتالیایی ها میگن: "عشق یعنی ترس از دست دادن تو ! "

 ایرانی ها میگن : "عشق سوء تفاهمی است بین دو احمق که با یک ببخشید تمام میشود ...




[ پنجشنبه 27 بهمن 1390 ] [ 06:41 ب.ظ ] [ mohamad yekta ]

مرد و زن جوانی سوار بر موتور در دل شب می راندند.آنها عاشقانه یکدیگر را دوست داشتند.

زن جوان: یواش تر برو، من می ترسم.
مرد جوان: نه، اینجوری خیلی بهتره.
زن جوان: خواهش میکنم ، من خیلی می ترسم.
مرد جوان: خوب، اما اول باید بگی که دوستم داری.
زن جوان: دوستت دارم، حالا میشه یواش تر برونی.
مرد جوان: منو محکم بگیر.
زن جوان: خوب حالا میشه یواش تر بری.
مرد جوان: باشه به شرط اینکه کلاه کاسکت منو برداری و روی سر خودت بذاری، آخه نمیتونم راحت برونم، اذیتم میکنه.

روز بعد واقعه ای در روزنامه ثبت شده بود. برخورد موتور سیکلت با ساختمان حادثه آفرید. در این سانحه که به دلیل بریدن ترمز موتورسیکلت رخ داد، یکی از دو سرنشین زنده ماند و دیگری درگذشت. مرد جوان از خالی شدن ترمز آگاهی یافته بود. پس بدون اینکه زن جوان را مطلع کند با ترفندی کلاه کاسکت را بر سر او گذاشت و خواست تا برای آخرین بار دوستت دارم را از زبان او بشنود و خودش رفت تا او زنده بماند. دمی می آید و بازدمی میرود. اما زندگی غیر از این است و ارزش آن در لحظاتی تجلی می یابد که نفس آدمی را می برد.




طبقه بندی: داستان،
[ پنجشنبه 27 بهمن 1390 ] [ 06:35 ب.ظ ] [ mohamad yekta ]

اس ام اس و پیامک تبریک دهه مبارک فجر

در ادامه مطلب


ادامه مطلب

طبقه بندی: sms،
[ سه شنبه 18 بهمن 1390 ] [ 12:52 ق.ظ ] [ mohamad yekta ]

توانا بُوَد , هر که ‘ دارا ‘ بُوَد ….. زِ ‘ ثروت ‘ دلِ پیر , بُرنا بُوَد
به ثروت هر آن ابله بی سواد …… به نزد کسان ، به به ! چه آقا بود

در ادامه مطلب...............


ادامه مطلب

طبقه بندی: sms،
[ سه شنبه 18 بهمن 1390 ] [ 12:49 ق.ظ ] [ mohamad yekta ]

کاش وقتی آسمان بارانی است ، چشم را با اشک باران تر کنیم

کاش وقتی که تنها میشویم ، لحظه ای را یاد یکدیگر کنیم . . .

در ادامه مطلب..............


ادامه مطلب

طبقه بندی: sms،
[ سه شنبه 18 بهمن 1390 ] [ 12:46 ق.ظ ] [ mohamad yekta ]

سلام دوستان گل خودم.خوبین؟؟؟

بزودی منتظر داستانی که خودم دارم مینویسم باشید..




[ دوشنبه 17 بهمن 1390 ] [ 11:40 ب.ظ ] [ mohamad yekta ]

الو ... الو... سلام  

 

کسی اونجا نیست ؟؟؟؟؟  

 

مگه اونجا خونه ی خدا نیست؟  

 

پس چرا کسی جواب نمیده؟  

 

یهو یه صدای مهربون! ..مثل اینکه صدای یه فرشتس .بله با کی کار داری کوچولو؟  

 

خدا هست؟ باهاش قرار داشتم.. قول داده امشب جوابمو بده.   

 

بگو من میشنوم .کودک متعجب پرسید: مگه تو خدایی ؟من با خدا کار دارم ...  

 

هر چی میخوای به من بگو قول میدم به خدا بگم .  

 

صدای بغض آلودش آهسته گفت یعنی خدام منو دوست نداره؟؟؟؟  

 

فرشته ساکت بود .بعد از مکثی نه چندان طولانی:نه خدا خیلی دوستت داره.مگه کسی میتونه تو رو دوست نداشته باشه؟  

 

بلور اشکی که در چشمانش حلقه زده بود با فشار بغض شکست وبر روی گونه اش غلطید وباهمان بغض گفت :اصلا اگه نگی خدا  

 

باهام حرف بزنه گریه میکنما...  

 

بعد از چند لحظه هیاهوی سکوت ؛  

 

بگو زیبا بگو .هر آنچه را که بر دل کوچکت سنگینی میکند بگو..دیگر بغض امانش را بریده بود بلند بلند گریه کرد وگفت:خدا جون خدای مهربون،خدای قشنگم میخواستم بهت بگم تو رو خدا نذار بزرگ شم تو رو خدا...چرا ؟این مخالف تقدیره .چرا دوست نداری بزرگ بشی؟آخه خدا من خیلی تو رو دوست دارم قد مامانم ،ده تا دوستت دارم .اگه بزرگ شم نکنه مثل بقیه فراموشت کنم؟  

 

نکنه یادم بره که یه روزی بهت زنگ زدم ؟نکنه یادم بره هر شب باهات قرار داشتم؟مثل بقیه که بزرگ شدن و حرف منو نمی فهمن.  

 

مثل بقیه که بزرگن و فکر میکنن من الکی میگم با تو دوستم .مگه ما باهم دوست نیستیم؟پس چرا کسی حرفمو باور نمیکنه ؟خدا چرا بزرگا حرفاشون سخت سخته؟مگه اینطوری نمی شه باهات حرف زد...  

 

خدا پس از تمام شدن گریه های کودک:آدم ،محبوب ترین مخلوق من.. چه زود خاطراتش رو به ازای بزرگ شدن فراموش میکنه...کاش همه مثل تو به جای خواسته های عجیب من رو از خودم طلب میکردند تا تمام دنیا در دستشان جا میگرفت.  

 

کاش همه مثل تو مرا برای خودم ونه برای خودخواهی شان میخواستند .دنیا برای تو کوچک است ...  

 

بیا تا برای همیشه کوچک بمانی وهرگز بزرگ نشوی...  

 

کودک کنار گوشی تلفن،درحالی که لبخندبرلب داشت در آغوش خدا به خواب فرو رفت




طبقه بندی: داستان،
[ جمعه 14 بهمن 1390 ] [ 06:03 ب.ظ ] [ mohamad yekta ]

چشمای مغرورش هیچوقت از یادم نمیره .
رنگ چشاش آبی بود .
رنگ آسمونی که ظهر تابستون داره . داغ داغ…
وقتی موهای طلاییشو شونه می کرد دوست داشتم دستامو زیر موهاش بگیرم
مبادا که یه تار مو از سرش کم بشه .

در ادامه مطلب بخونید.نظرتون رو در موردش بگید..


ادامه مطلب

طبقه بندی: داستان،
[ جمعه 14 بهمن 1390 ] [ 05:56 ب.ظ ] [ mohamad yekta ]
به آرامی لاله گوش همسر خود را بوسه بزنید و دقت کنید زیاد محکم .....برای دیدن به ادامه مطلب مراجعه کنید حتما بخونید منتظر نظرتون هستم..
ادامه مطلب

طبقه بندی: طنز،
[ یکشنبه 9 بهمن 1390 ] [ 08:00 ب.ظ ] [ mohamad yekta ]

ادامه مطلب


ادامه مطلب

طبقه بندی: طنز،
[ سه شنبه 13 دی 1390 ] [ 01:52 ق.ظ ] [ mohamad yekta ]
معلم عصبی دفتر رو روی میز كوبید و داد زد: سارا ... دخترك خودش رو جمع و جور كرد، سرش رو پایین انداخت و خودش رو تا جلوی میز معلم كشید و با صدای لرزان گفت : بله خانوم؟
معلم كه از عصبانیت شقیقه هاش می زد، تو چشمای سیاه و مظلوم دخترك خیره شد و داد زد:
چند بار بگم مشقاتو تمیز بنویس و دفترت رو سیاه و پاره نكن ؟ هـــا؟! فردا مادرت رو میاری مدرسه می خوام در مورد بچه بی انضباطش باهاش صحبت كنم!
دخترك چونه ی لرزونش رو جمع كرد... بغضش رو به زحمت قورت داد و آروم گفت:
خانوم... مادرم مریضه... اما بابام گفته آخر ماه بهش حقوق می دن...
اونوقت می شه مامانم رو بستری كنیم كه دیگه از گلوش خون نیاد... اونوقت می شه برای خواهرم شیر خشك بخریم كه شب تا صبح گریه نكنه... اونوقت... اونوقت قول داده اگه پولی موند برای من هم یه دفتر بخره كه من دفترهای داداشم رو پاك نكنم و توش بنویسم... اونوقت قول می دم مشقامو ...
معلم صندلیش رو به سمت تخته چرخوند و گفت بشین سارا ...
و كاسه اشك چشمش روی گونه خالی شد . .



طبقه بندی: داستان،
[ سه شنبه 13 دی 1390 ] [ 01:40 ق.ظ ] [ mohamad yekta ]

 

برای این شب ها

در کمال خونسردی از هر فصل کتاب 5 یا 6 صفحه را انتخاب کرده و از هر صفحه 3 یا 4 خط را در قالب یکی دو کلمه حفظ کنید.این کار باعث می شود هیچ سوال امتحان را بدون پاسخ نگذارید.حداقل یک کلمه صحیح از جواب را می توانید بنویسید و مابقی را هم به شیوه((تفت))ادامه دهید.با این روش 25 درصد نمره را خواهید گرفت که با نمره میان ترم و حضور در کلاس و امتیاز کار دستی و‍‍‍...به نمره ناپلئون خواهید رسید.

از دیگر اعمال واجب در شب امتحان نذر و نیاز است.با خودتان عهد ببندید که در صورت قبولی در امتحان بخش عمده ای از  Inbox موبایل تان . به علاوه 50 درصد از بلوتوث ها را Delete و البته Hard لب تاب را هم به کلی Format کنید.

اگر هیچکدام از راه های بالا جواب نداد و سر جلسه امتحان احساس کردید حال پراید دوگانه سوزی را دارید که در سربالایی  به پت پت افتاده است از هنر علم دزدی خود بهره بگیرید.

و اما اگر باز هم نشد اخرین تیر((برگه نویسی))است.البته این روش در حال حاضر بیشتر در دانشگاه ها مرسوم است و در مدارس کارایی ندارد.همچنین طبق بررسی های صورت گرفته تنها برای دانشجویان خانم افاقه می کند.لذا انجام ان را به دانشجویان پسر توصیه نمی کنیم.چرا که احتمال خیط شدگی در انها بالاست!!!خانم های دانشجوی درس نخوان باید توجه داشته باشند که در این روش به هر نحو ممکن احساسات پاک استاد خود را بجریحند و بهانه ای دست و پا کنند و بگویند که با وجود مهارت زیاد و درس خواندن های طولانی در طول ترم از بد حادثه دیشب شب خوبی نداشته و نتوانسته اند خود را برای امتحان اماده کنند.جملات زیر با توجه به شرایط خانوادگی پیشنهاد می شود:

*استاد جان از شما چه پنهان دیشب برایمان خواستگار امده بود!!!

*استاد عزیز شوهرم کارگر است چطور دلت می اید در این اوضاع هدفمند دو بار شهریه بدهد؟!!!

اگر استاد شما از ان استادهای سنگ دل و بی رحم است:

*در کارت سوخت مان چند لیتر بنزین 100 تومانی موجود است.

*پدرم گفت وام تان ردیف شده و فقط مانده امضای او.

*استاد شما می دانستید که رضا زاده با ما فامیل است؟

مردی زنگ اخر سر کوچه واستا!!!




طبقه بندی: طنز،
[ سه شنبه 13 دی 1390 ] [ 01:27 ق.ظ ] [ mohamad yekta ]

برای نمایش بزرگترین اندازه كلیك كنید

 

داری میری شقایقم .پاروی قلبم می زاری ***من و با بی کس هام داری تنها می زاری

رخت عروسی تن تو .. رخت عزا رو تن من*** باشه خوش باشی عزیز.حتما نبودی قسمتم

...................................................................................................

...................................................................................................

داری میری شقایقم . مسپارمت دست خدا ***تو غصه ی من و نخور می گذره روزگاره ما

یه وقت پیشه نامحرما .عزیز نیاری اسمم و ****دیگه عروس مردمی .یه وقت نکنی یادم و

..................................................................................................

بدون تو غصه ام شده.روز و چجوری شب کنم*** بدتر از اون ماتم شده .شب و چجوری سر کنم

جوون نشده پیر شدم .کیه که دردم بدونه*** این همه دلواپسیا . کیه تو چشمام بخونه

..................................................................................................

..................................................................................................

برو گلم فدا سرت.. نزار که غم بشه دلت ***دل نگرون من نباش ..بزار بمیره عاشقت

چاره من مرگ و بس.. چون خواستمت مثل نفس*** نفس نفس تو سینه ام .به خاطره تو بود و بس

..................................................................................................

..................................................................................................

خوشبخت بشی شقایقم . خوشبختیه تو رو می خوام*** الهی که تو زندگیت . غصه سراغ تو نیاد




طبقه بندی: شعرهای عاشقانه،
[ سه شنبه 13 دی 1390 ] [ 01:12 ق.ظ ] [ mohamad yekta ]

 

دبیر ریاضی:پرسپولیس عشق سرخی است به توان بی نهایت

دبیر تاریخ:پرسپولیس یاداور شكوه تخت جمشید است

دبیر زیست:پرسپولیس چون خونی است كه در رگهایمان جاریست

دبیر عربی:سبحان الله الذی خلق الوردة الحمرا سرور السما الارزق

دبیر جغرافیا:طبق اخرین امار طوفان سرخی در ایران در حال شروع است

دبیر زبان انگلیسی:

perspolis is the reason i live ، the reason my red heart keeps beating and that"s the way it will always be

(ترجمه:پرسپولیس دلیل من برای زندگی است،دلیل تپش قلب سرخ من است و تا ابد چنین خواهد بود)

دبیر دینی و قران:شكر و سپاس مخصوص خداوندی است كه پرسپولیس را افرید تا استقلال بی سرور نماند

دبیر ادبیات:عشق یعنی رنگ قرمز رنگ خون،عشق یعنی قرمزه رنگ جنون،عشق یعنی اتش سرخی به پاست،عشق یعنی پرسپولیس در قلب ماست

دبیر شیمی:پرسپولیس فرایندی سرخ است كه واكنش دهنده های ان هواداران و فراورده ان قهرمانی است

دبیر هندسه:نشان دهنده ی سروری تیم سربازان سرخ در مستطیل سبز است

دبیر زبان فارسی:قلب ما به عشق پرسپولیس می تپد، جمله ای سه جزیی با متمم است

و پرسپولیس از نظر خودم:عشق به پرسپولیس،چو قطره قطره ی خون در وجود من جاریست




طبقه بندی: ورزشی،
[ سه شنبه 13 دی 1390 ] [ 12:56 ق.ظ ] [ mohamad yekta ]

کاش بارانی ببارد، قلبها را تر کند

بگذرد از هفت بند ما، صدا را تر کند


قطره قطره رقص گیرد روی چتر لحظه ها

رشته رشته مویرگهای هوا را تر کند


بشکند در هم طلسم کهنه ی این باغ را

شاخه های خشک و بی بار دعا را تر کند


مثل طوفان بزرگ نوح در صبحی شگفت

سرزمین سینه ها تا ناکجا را تر کند


چترهاتان را ببندید ای به ساحل مانده ها

شاید این باران که می بارد شما را تر کند

 

 

شعر و ترانه | کاش تمام شعرها حرف تو بود: باران




طبقه بندی: شعرهای عاشقانه،
[ دوشنبه 5 دی 1390 ] [ 02:58 ق.ظ ] [ mohamad yekta ]
دویست و پنجاه سال پیش از میلاد؛ در چین باستان؛ شاهزاده ای تصمیم به ازدواج گرفت. با مرد خردمندی مشورت کرد و تصمیم گرفت تمام دختران جوان منطقه را دعوت کند، تا دختری سزاوار را انتخاب کند. وقتی خدمتکار پیر قصر، ماجرا را شنید غمگین شد چون دختر او هم مخفیانه عاشق شاهزاده بود.

دختر گفت او هم به آن مهمانی خواهد رفت. مادر گفت: تو شانسی نداری، نه ثروتمندی و نه خیلی زیبا. دختر جواب داد: می دانم که شاهزاده هرگز مرا انتخاب نمی کند، اما فرصتی است که دست کم یک بار او را از نزدیک ببینم.

روز موعود فرا رسید و همه آمدند. شاهزاده رو به دختران گفت: به هر یک از شما دانه ای می دهم، کسی که بتواند در عرض شش ماه زیباترین گل را برای من بیاورد، ملکه آینده چین می شود. همه دختران دانه ها را گرفتند و بردند. دختر پیرزن هم دانه را گرفت و در گلدانی کاشت. سه ماه گذشت و هیچ گلی سبز نشد، دختر با باغبانان بسیاری صحبت کرد و راه گلکاری را به او آموختند، اما بی نتیجه بود، گلی نرویید.

روز ملاقات فرا رسید، دختر با گلدان خالی اش منتظر ماند و دیگر دختران هر کدام گل بسیار زیبایی به رنگها و شکلهای مختلف در گلدانهای خود داشتند. لحظه موعود فرا رسید شاهزاده هر کدام از گلدانها را با دقت بررسی کرد و در پایان اعلام کرد دختر خدمتکار همسر آینده او خواهد بود!

همه اعتراض کردند که شاهزاده کسی را انتخاب کرده که در گلدانش هیچ گلی سبز نشده است. شاهزاده توضیح داد: این دختر تنها کسی است که گلی را به ثمر رسانده که او را سزاوار همسری امپراتور می کند: گل صداقت ... همه دانه هایی که به شما دادم عقیم بودند، امکان نداشت گلی از آنها سبز شود



طبقه بندی: داستان،
[ شنبه 19 آذر 1390 ] [ 11:12 ب.ظ ] [ mohamad yekta ]

لینک های جدیدم واستون چندتا داستان توپ میزارم.

منتظر نظراتون هستم..////....




طبقه بندی: سخن های مدیر وبلاگ،
[ شنبه 19 آذر 1390 ] [ 10:55 ب.ظ ] [ mohamad yekta ]

پسری یه دختری رو خیلی دوست داشت که توی یه سی دی فروشی کار میکرد. اما به دخترک در مورد عشقش هیچی نگفت. هر روز به اون فروشگاه میرفت و یک سی دی می خرید فقط بخاطر صحبت کردن با اون… بعد از یک ماه پسرک مرد… وقتی دخترک به خونه اون رفت و ازش خبر گرفت مادر

پسرک گفت که او مرده و اون رو به اتاق پسر برد… دخترک دید که تمامی سی دی ها باز نشده… دخترک گریه کرد و گریه کرد تا مرد… میدونی چرا گریه میکرد؟ چون تمام نامه های عاشقانه اش رو توی جعبه سی دی میگذاشت و به پسرک میداد!


نظر تو چیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟



طبقه بندی: داستان،
[ شنبه 19 آذر 1390 ] [ 10:53 ب.ظ ] [ mohamad yekta ]

تا حالا شده عاشق بشین؟؟؟

میدونین عشق چه رنگیه؟؟؟

میدونین عشقق چه مزه ای داره؟؟؟

میدونین عشق چه بویی داره؟؟؟

میدونین عاشق چه شکلیه؟؟؟

میدونین معشوق چه کار میکنه با قلب عاشق؟؟؟

مدونین قلب عاشق برای چی میزنه؟؟؟

میدونین قلب عاشق برای کی میزنه؟؟؟

میدونین ...؟؟؟

اگه جواب این همه سئوال رو میخواین! مطلب زیر رو بخونین...خیلی جالب و آموزندس...

وقتی

یه روز دیدی خودت اینجایی و دلت یه جای دیگه … بدون كه كار از كار گذشته و تو عاشق شدی

طوری میشه كه قلبت فقط و فقط واسه عشق می تپه ، چقدر قشنگه عاشق بودن و مثل شمع سوختن

همه چی با یک نگاه شروع میشه

این نگاه مثل نگاهای دیگه نست ، یه چیزی داره که اونای دیگه ندارن ...

محو زیبایی نگاهش میشی ، تا ابد تصویر نگاهش رو توی قلبت حبس می كنی ، نه اصلا می زاریش توی یه صندوق ، درش رو هم قفل می كنی تا كسی بهش دست نزنه.

حتی وقتی با عشقت روی یه سكو می شینی و واسه ساعتهای متمادی باهاش حرفی نمی زنی ، وقتی ازش دور میشی احساس می كنی قشنگترین گفتگوی عمرت رو با كسی داری از دست میدی.

می بینی كار دل رو؟

شب می آی كه بخوابی مگه فكرش می زاره؟! خلاصه بعد یه جنگ و

جدال طولانی با خودت چشات رو رو هم می زاری ولی همش از خواب میپری ...

از چیزی میترسی ...

صبح كه از خواب بیدار میشی نه می تونی چیزی بخوری نه می تونی كاری انجام بدی ، فقط و فقط اونه كه توی فكر و ذهنت قدم می زنه

به خودت می گی ای بابا از درس و زندگی افتادم ! آخه من چمه ؟

راه می افتی تو كوچه و خیابون هر جا كه میری هرچی كه می بینی فقط اونه ، گویا كه همه چی از بین رفته و فقط اون مونده

طوری بهش عادت می كنی كه اگه فقط یه روز نبینیش دنیا به آخر میرسه

وقتی با اونی مثل اینكه تو آسمونا سیر می كنی وقتی بهت نگاه می كنه گویا همه دنیا رو بهت میدن

گرچه عشق نه حرفی می زنه و نه نگاهی می كنه !

آخه خاصیت عشق همینه آدم رو عاشق می كنه و بعد ولش می كنه به امون خدا

وقتی باهاته همش سرش پائینه

تو دلت می گی تورو خدا فقط یه بار نیگام كن آخه دلم واسه اون چشای قشنگت یه ذره شده

دیگه از آن خودت نیستی

بدجوری بهش عادت كردی ! مگه نه ؟ یه روزی بهت میگه كه می خواد ببینتت

سراز پا نمی شناسی حتی نمیدونی چی كار كنی ...

فقط دلت شور میزنه آخه شب قبل خواب اونو دیدی...

خواب دیدی که همش از دستت فرار میکنه ...

هیچوقت براش گل رز قرمز نگرفتی ...چون بهت گفته بود همش دروغه تو هم نخواستی فکر کنه تو دروغ میگی آخه از دروغ متنفره ...

وقتی اون رو می بینی با لبخند بهش میگی خیلی خوشحالی که امروز میبینیش ...

ولی اون ...

سرش رو بلند می كنه و تو چشات زل میزنه و بهت میگه

اومدم بهت بگم ، بهتره فراموشم كنی !

دنیا رو سرت خراب میشه

همه چی رو ازت می گیرن همه خوشبختیهای دنیا رو

بهش می گی من … من … من

از جاش بلند میشه و خیلی آروم دستت رو میبوسه میذاره رو قلبش و بهت میگه خیلی دوستت دارم وبرای همیشه تركت می كنه

دیگه قلبت نمی تپه دیگه خون تو رگات جاری نمیشه

یه هویی صدای شكستن چیزی می آد

دلت می شكنه و تكه های شكستش روی زمین میریزه

دلت میخواد گریه کنی ولی یادت می افته بهش قول داده بودی که هیچوقت به خاطر اون گریه نمیکنی چون میگفت اگه یه قطره اشک از چشمای تو بیاد من خودم رو نمیبخشم ...

دلت میخواد بهش بگی چقدر بی رحمی که گریه رو ازم گرفتی ولی اصلا هیچ صدایی از گلوت در نمیاد

بهت میگه فهمیدی چی گفتم ؟با سر بهش میگی آره!...

وقتی ازش میپرسی چرا؟؟؟میگه چون دوستت دارم!

انگشتری رو که تو دستته در میاری آخه خیلی اونو دوست داره بهش میگی مال تو ...

ازت میگیره ولی دوباره تو انگشتت میکنه ...میگه فقط تو دست تو قشنگه...

بعد دستت رو محکم فشار میده و تو چشمات نگاه میکنه و...

بعد اون روز دیگه دلت نمیخواد چشمات رو باز نمی كنی

آخه اگه بازشون كنی باید دنیای بدون اون رو ببینی

تو دنیای بدون اون رو می خوای چی كار ؟

و برای همیشه یه دل شكسته باقی می مونی

دل شكسته ای كه تنها چاره دردش تویی...


 




طبقه بندی: مطالب عاشانه،
[ سه شنبه 1 آذر 1390 ] [ 05:39 ب.ظ ] [ mohamad yekta ]




استقلال استقلال مرگ به نیرنگ تو ، 6 تای 52 نشانه ی ننگ تو



اون 6 تا رو که دیدی ...؟
6 تا لكه ننگی كه با آب كوثر هم پاك نمیشه.
شیش شیش 6 تایی ها
فقط پرسپولیس بشرطی که داورها درست داوری بکنند.
قرمزها سرور همه ابیاها
از مغرب تا مشرق از ابتدا تا انتها کل دنیا کل ایران و ایرانی یه ملت فقط قرمزته همیشه از .. جلوتر بودیم و هستیم
اســـــــــــــــــــــــــــقلـال ، پـــــــــــــــــــــرســــــــــپولـــــــــــــــیس سرورته.

اشکال نداره ما نتیجه گرا نیستیم و مهم اینه که

همه چیز به نفع پرسپولیس بود


به درک اصلآ مهم نیس

مهم اینه که پرسپولیس بسیار خوب بازی کرد و

 دست و پای استقلال رو بست

همین!!!!!


★ تو آسمون نوشته پرسپولیس سلطان عشقه★


ادامه مطلب

طبقه بندی: ورزشی،
[ یکشنبه 27 شهریور 1390 ] [ 03:02 ق.ظ ] [ mohamad yekta ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

تعداد کل صفحات : 3 :: 1 2 3

درباره وبلاگ

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :

فال عشق

FreeCod Fall Hafez